بارها وسوسه شدم برای دادن یک پیام امیدوار کننده یا حداقل یکبار گفتن این عبارت تکراریِ تکراری نشدنی که «دوستت دارم»! خواستنی ترین موجود زندگی من.
انقدر فشار وسوسه زیاد بود و انقدر مطمئن بودم که نباید حتی یک ذره کوتاه بیام که تصمیم گرفتم شبکه های اجتماعیمو پاک کنم. تصمیم گرفتم کلن گوشیمو خاموش کنم حتی!
اما نه... اینها نشون دهنده ی هیجان منفی من بود و حتی واقعیتش نابالغانه.
تصمیم گرفتم اینجا باهات حرف بزنم. هرچند ایمان دارم این داستان کوتاه مدته و تو خیلی زود بلند میشی.
البته اگه بعد از بلند شدنت هنوز هم منو دوست داشته باشی!
با غم. جوجه ی زرد تو
برچسب:
نویسنده: آروین حسینی