شروع شد - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 1:36
ازت خواستم بهم پی ام ندی! اما یک ساعت بعد پشیمون شدم! بارها وسوسه شدم برای دادن یک پیام امیدوار کننده یا حداقل یکبار گفتن این عبارت تکراریِ تکراری نشدنی که «دوستت دارم»! خواستنی ترین موجود زندگی من.ان
شاید کمی طولانی شود - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 1:36
از صبح داری به من پی ام میدی و جوری وانمود میکنی که انگار چیزی نشده! چیزی نخواستهام و یک روز عادی زمستونی رو شروع میکنیم!ناراحت شدم... عصبانی شدم و کمی هم حسرتناراحتی از تصور بی توجهی به حرف هایی که زدیمعصبانی از شوخی کردنها و لحن حرف زدنتحسرت اما!!حسرت اینکه میتونستم قربون صدقه ت برم و بگم که فقط ی...